محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

102

تحفه خانى ( فارسى )

ذوبان اعضاى اصلى مىكند و اين را شاهد عدل زيادتى نتن رايحه است و گاهى لزوجت در براز بواسطه تناول اغذيه لزجه است و از جمله ما يستدل به رنگ براز است و رنگ طبيعى ازو خفيف ناريست و اشتداد ناريت برو دال بر غلبهء صفراست و مراد بناريت آنست كه برنگ او باشد چه در آتش بحسب ظاهر صفريست مشبع برو غالب است و چون صحت باشد و معده ضعيف نباشد و در جميع افعال خود سالم باشد فضله منفصل از كيلوس برين وجه است و نقصان او در لون نارى دال بر نقصان هضم است و بياض براز دال بر سدّه در مجراى مراره است و يا دال بر انفجار وبيله يا قرحه است اگر براز قيحى باشد و رايحه قيح و مده برو غالب باشد و بياض گاهى سبب دفع طبيعت مر خلط ابيض را مىباشد و اين متّدعين و تارك رياضت منتفع مىشوند و آنچه در لون بول معتبر است در لون براز نيز معتبر است زيرا كه در استدلال همچنانچه از بول و از قوام و لون او غيرذلك بر احوال بدن جارى است و همچنين استدلال از براز بر وجه استدلال بول بر احوال بدن و مزاج جاريست و اما انتفاع براز مثل ذيل بقر دلالت بر كثرت ريح مىكند و اما استدلال از وقت او زيرا كه اگر بخروج بسرعتست و زيادت زودتر دلالت بر كثرت مواد كه صغراست مىكند يا ضعف ماسكه و اگر در خروج بطيست و دلالت بر ضعف هاضمه و برد امعا مىكند و اما دلالت از جهت صوت عند الخروج غلظ و او دلالت برياح قوى مىكند و هرچند قوىتر باشد به مقدار آن دلالت بر ريح و يا قوت دافعه و يا بر مجموع مىكند و اما استدلال از رايحه برين وجه است كه اگر زيادتى رايحه كريه در براز است آن يا از ذوبان اعضاست و يا از جهت شدت عفونتست و حرارت زيرا كه در رطوبات هرگاه كه انجره رديه محتقن شود موجب تعفن رطوبات مىشود و حرارت و اگر نتن رايحه در براز نيست دلالت برعكس اين مىكند و اما استدلال